تـو بهانه من موهای خیست رو شانه ی من
تـو بهانه من موهای خیست رو شانه ی من
دو دست گرمت تـو دستای من تـو آسمونا ستاره ی من
من سنگ صبور غمهاتم من دل ناگرون چشمهاتم
من یه عابر و یه کوچه گردم
تـو گرمـی اوج این صدامـی تـو خماری و غم چشامـی
تـو بمون تا وقتی برمـیگـــردم
من غریب دریا نشستـه اینجا به انتظارت و بی قرارت
که باز آیی و رخ نمایی بگو کجایی
باورم کن باورم کن ای همه سنگ صبور غصه هایم
تا تـو باشی من همون رویاترین مجنون تـوی غصه هایت
ای تـو شیرین من همون فرهادم و فرهاد کوه بی صدایت
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 16:45 توسط ehsan
|